تبليغاتX
ღ♥ღیادته میرفتیم با پای پیادهღ♥ღ
ღ♥ღ من !!!ღ♥ღ
 

شیده عزیز به یه بازی(تقریبا یه بیوگرافی کامل) دعوتم کرده

منم همه دوستانی که تو لینک هستن رو به این بازی دعوت میکنم

معرفی: هانیه متولد تیرماه .فرزند ارشد خانواده یه خواهر و برادر دارم.

آدم لجبازی هستم عروسک خیلی دوست دارم دوست ندارم کسی بهم زور بگه .

کافی شاپ رفتن رو خیلی دوست دارم.

رنگ و فصل مورد علاقه:فصل تابستان و رنگ صورتی

غذای مورد علاقه: جوجه کباب و ماکارونی

موسیقی مورد علاقه:بستگی داره حالم چه جوری باشه .رپ و پاپ رو دوست دارم .

بدترین ضدحالی که خوردم:۲شب پیش خیلی شارژ بودم که

 سر یه موضوعی نی نی حالمو گرفت

بدترین خاطره:۲۹/۳/۸۷هفتمین ماهگردمون

بهترین خاطره:۱آذر ۸۶ وتولد امسالم

کسی که بخوام ملاقاتش کنم:الان نی نی رو فقط

 ولی کلا دوست دارم یه بارhenry رو ببینم و ازش بخوام یه بار ابروهامو برداره(این یکی از آرزوهامه)

 

کسی که نخوام ملاقاتش کنم:A.SHکسی که ۹ ماه با زندگیم بازی کرد

 

ده سال بعد کجا هستم:تو خونه خودمون(من و نی نی) تو یه شهر ایران با یه بچه ۴ساله

 

بزرگترین آرزو:دوباره با نی نی مهربونی مهربونی بشیم و کار نی نی درست بشه

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 17:0 توسط ღ♥ღهانیکوღ♥ღ |
ღ♥ღتولدم مبارکღ♥ღ
 

  

سلام دوباره قراره بنویسم

            الان با نی نی تو کافی نت هستیم

 نی نی به خاطر من همه رو بخشیده

 و قراره دو باره مثل قبل بشیم

الان مثل دو تا بچه خوب با هم نشستیم

 هیچ کاری هم نمیکنیم

  امروز یه روز خوب خوب خوبه

 چون تولد هانیه خانم گل  هستش

بچه ها صبرکنین من یه آهنگ بزارم

 بعد یکی یکی بیایید وسط

دیگه وقت کیک هستش به همتون میرسه

 

                    

امروز یکی از بهترین روزهای عمرم و بهترین تولد زندگیم بود

نی نی عزیزم امیدوارم بتونم همه خوبی هاتو جبران کنم

و دوباره همین جا بهت قول میدم

خیلی دوست دارم !!!چند تا؟؟؟؟دوستی ما که تا نداره

از همین الان دلم برات یه زره شده

قربون نی نی خودم برم که انقده مهربون و گل هستش

هرچی از خوبییت بگم کمه

لیمو کوچولو  عزیز تو وبلاگش برام تولد گرفته

اگه دوست داشتید یه سر بزنید

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 15:48 توسط ღ♥ღهانیکوღ♥ღ |
ღ♥ღداستان نامردی منღ♥ღ
 نی نی این جوری راضی نمیشه

 و اصرار داره کل قضیه رو بیام بنویسم تا خیالش راحت بشه

من با  پسر همسایمون از طریق بلوتوث با همدیگه آشنا شدیم

خیلی اتفاقی خونه مادرجونم بودم  و بلوتوثم روشن بود 

 که یه پیغام برام اومد من هم قبول کردم و شروع شد

چند وقتی از طریق بلوتوث وقتایی که خونه مادر جونم بودم

 با هم در ارتباط بودیم

و هر دفعه ازم میخواست شمارمو بهش بدم

یه بعد از ظهر گفت تو خیلی بچه هستی و ترسو و...

منم بهم برخورد و شمارمو بهش دادم

و اینو هم بگم:

 من حتی تو کوچه هم ندیده بودمش

و نمی دونستم چه شکلی هستش

چند روز بعد با ۲تا از دوستام تو خیابون بودیم اس ام اس داد

کجایی ؟؟؟

گفتم فلان جا گفت تا ۱۵دقیقه دیگه میام همون جاها باشید

اومد و رفتیم یه بستنی خوری با هر دو دوستم

اون روز با خونه هم قهر کرده بودم و رفته بودم خونه دوستم

روز بعدش نی نی بهم گفت :یکی زنگ زده و گفته

 تو رو با پسر دیده

منم به نی نی دروغ گفتم که دوست پسر دوستم بوده

و قضیه به ظاهر حل شد

در ضمن من به اون پسر گفته بودم که با یکی هستم

 و قراره ازدواج باهم داریم

و ما اصلا اسم دوست دختر یا سر نداشتیم

تو اون مدت ۳هفته ارتباطم با نی نی کم شد و با اون پسر م ارتباط خاصی نداشتم

دلیل کم شدن رابطه با نی نی هم مشکلات و دعواهای زیادی بود

 که باهم داشتیم

 تو اون مدت ۳هفته فقط یه بار دیگه با اون رفتم کافی نت

و با هم دست دادیم

 و نی نی هم که یه نفر و گذاشته بوده منو کنترل کنه

 می فهمه و به من بازم چیزی نمی گه

بعد اون نی نی یه دفعه اومد  پیشم

روز خوبی بود

و من سعی میکردم نقطه ضعف های قبلم رو جبران کنم

چند روز بعد از رفتنش نی نی شروع کرد به گفتن این ماجرا

با متلک و گوشه و کنایه

و تا آخر که بهم گفت و دعواها شروع شد

به اون پسر زنگ زدم

ارتباط من و اون که رابطه خاصی هم نبود تموم شد

بعد اون لج و لجبازی شروع شد

نی نی هم زیر بعضی از قولهاش زد

برای تلافی

این کل ماجرا بود

شاید آخرین نوشتم تو وبلاگم باشه

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 20:37 توسط ღ♥ღهانیکوღ♥ღ |
ღ♥ღناراحتی یا خوشحالیღ♥ღ
سلام

بعد از یه عالمه ناراحتی و دعوا  که خدا رو شکر حل شده اومدم آپ کنم

تو این چند هفته با نی  نی خیلی دعوا کردیم

                          ولی بعد یه ساعت دوباره آشتی میکردیم

ولی مشکل یه خورده ریشه دار بود

یادتونه توپست قبلی آرزوی بدبختی برا چند نفر کرده بودم

   همونا باز برام مشکل درست کردن

                     که خدارو شکر نتو نست به خوستشون برسن

خدایا خودت می دونی من چقده نی نی رو دوست دارم

نذار اینا به خوسته هاشون برسن

یه خبر خوبم این هفته شنیدم

نمیگم که

.

.

.

باشه خوب چون خیلی اصرار میکنید میگم

اگه خدا بخواد این دشمنای من و نی نی گلم هم بذارن

     بعد از اعلام نتایج کنکور قراره

             من و نی نی نامزد بشیم

     

  به دعای همتون نیاز دارم

 

           نی نی عزیزم میدونی چقدر دلم برا لبات تنگ شده

 

 نی نی جونم به خاطر تموم این غر زدن ها بهونه گیری ها و

                اون دروغ کوچیکی که بهت گفتم  معذرت میخوام

خیلی دوست دارم   و تا یکشنبه برای دیدنت لحظه شماری میکنم

این آدرس وبلاگ دونفرمونه     نی نی و نانا

 

+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 18:46 توسط ღ♥ღهانیکوღ♥ღ |
ღ♥ღهانیه مهربون نیستღ♥ღ
 

           

سلام ...سلام...

تا حالا شده همیشه آرزوی یه چیزی رو تو زندگیتون داشته باشید

   ولی به نظرتون دست نیافتنی باشه

شاید الان تنها مشکلی که دارم گذشته بدی هست که داشتم

نمیترسم که کسی بفهمه نه!

                 !چون همه اونای که باید بدونن میدونن

چند روز پیش با نی نی راجع به قول چراغ جادو

     و اینکه اگه  حق ۳ تا آرزو داشته باشیم  چی میگیم

الان اگه  این شانس رو داشته باشم که بتونم ۳تا از آرزوهامو بگم 

اولیش اینه که تمام ۲سال پیشم از زندگیم حذف بشه

           انگار هیچ وقت وجود نداشته هیچ وقت هیچ وقت

                                      

می دونم آرزوی بدی و بدبختی برا کسی کردن به دور از انسانیته

            و الان فکر میکنید من چه آدم پستی هستم 

                                       

ولی آرزو میکنم ۵نفری که ۱سال با زندگیم بازی کردن 

  همون حدی که به من دروغ گفتن نه بیشتر به سر شون بیاد

سومیش دیگهღ♥ღ نی نی جونمღ♥ღ و اذیت نکنم

       

پ . ن :

 گل مهربوم الهی که نانا فدات بشه

            من یه تار موی تو رو رو با  دوستام عوض نمیکنم

                  

       یه آرزوی دیگه همه دوستای گلم به عشقشون برسن

                   

                             تقدیم به نی نی جونم:

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 22:12 توسط ღ♥ღهانیکوღ♥ღ |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

مركز آموزش ايرانيان

Created By Webloger . 5u . com